1. عوارض ديابت قندي به دو دسته تقسيم مي شود. حاد مزمن عوارض حاد ديابت عوارض حاد شامل دو دسته زير است: (1) DKA يا کتواسيدوز ديابتي اين عارضه در نتيجه کمبود انسولين و افزايش هورمونهاي تنظيم کننده متقابل قند خون ( عمدتا گلوکاگون) ايجاد مي شود.اين عارضه با افزايش قند خون بيش از mg/dl 250 و پيدايش اجسام کتوني و اسيدي شدن خون همراه است. عفونت و قطع ناگهاني انسولين « در مبتلايان به ديابت نوع يک» در پيدايش اين وضعيت نقش مهمي دارد. اين عارضه عمدتا در مبتلايان به ديابت قندي نوع I و بعضاً در ديابت نوع II مشاهده مي شود. علائم: تهوع ، استفراع ، درد شکمي ، تشنگي ، پرنوشي ، پر ادراي ، ضعف ، خستگي ، بي اشتهايي در معاينه بيمار مشاهده مي شود: افزايش ضربان قلب ، کاهش قوام ارتجاعي پوست ، افت فشار خون وضعيتي ، گرمي يا خشکي پوست و مخاطات بدن ، افزايش تعداد تنفس ، بوي استون در هواي باز دمي ، تغيير وضعيت رواني تا اغماء 2- وضعيت هيپراسمولار غير کتونيک يا کماي هيپراسمولار کمبود انسولين و ناکافي بودن مصرف مايعات از علل زمينه ساز اين وضعيت حاد مي باشد. عفونت هاي شديد از جمله عوامل شايع زمينه ساز اين وضعيت حاد مي باشد و غالباً در اثر يک ناخوشي شديد و همزمان مثل سکته قلبي يا مغزي تشديد مي گردد اين وضعيت بيشتر در افراد مسن ديابت نوع II ممکن است ظاهر شود. علائم : پرادراري ، افت فشارخون وضعيتي ، انواع نشانه هاي عصبي و احتمالاً کما در معاينه فيزيکي: علائم از دست رفتن شديد آب بدن ، افزايش تعداد ضربان قلب، تغيير وضعيت ذهني نکته قابل توجه عدم وجود علائمي مثل تهوع ، استفراغ ، درد شکمي ، تنفس کوسمول در اين وضعيت حاد است که مشخصه DKA بودند . مزمن عوارض مزمن : زمانيکه متوجه ابتلأ خود به ديابت مي شويد، احتمالاً تعجب مي کنيد که چگونه ديابت مي تواند سبب بروز عوارض بسياري در قسمت هاي مختلف بدن شما گردد. ديابت بدليل تخريب اعصاب و رگهاي خوني سبب ايجاد عوارض گوناگون در سراسر بدن مي شود . عوارض مزمن ديابت به سه دسته عمومي تقسيم بندي مي شود: 1) تخريب عصب ( نوروپاتي ) نوروپاتي ديابتي مجموعه اي از اختلالات عصبي است که منجر به بي حسي ، درد و ضعف در دست ها ، بازوها و پاها مي گردد . نوروپاتي همچنين سبب ايجاد اختلالاتي در سيستم گوارش ، قلب و ارگان هاي جنسي مي شود . حدود 50% از افراد مبتلا به ديابت به درجاتي از تخريب عصب مبتلا هستند. اما در همه ي افراد علائم فيزيکي آن ظاهر نمي شود . نوروپاتي در ميان افراد مبتلا به ديابت با سابقه حداقل 25 سال ابتلأ به اين بيماري و در افرادي که کنترل ضعيفي بر ميزان قند خون خود دارند و در افراد با فشارخون بالا، بيشتر و عمومي تر است . مشهورترين نوع نوروپاتي ، نوروپاتي محيطي است که بر روي دستها و پاها تأثير مي گذارد. اين نوع تخريب عصب، سبب بي حسي در پاها مي شود . اين موضوع سبب افزايش خطر ابتلأ به زخم در ناحيه پا مي گردد که اگر بموقع درمان نشود، منجر به قطع عضو مي گردد . 2) بيماري ماکروو سکولار (تخريب رگهاي خوني بزرگ) بالا بودن قند خون سبب سخت شدن سرخرگ ها(Atherosclerosis) مي شود، که همين موضوع سبب حمله قلبي ، سکته يا ضعف گردش خون در پاها مي شود . بيماري قلبي يکي از علل مرگ و مير افراد ديابتي است . احتمال مرگ و مير افراد بالغ مبتلا به ديابت در اثر بيماري قلبي 2 تا 4 بار بيش از افراد غير ديابتي است . خطر سکته قلبي در اين افراد نيز 2 تا 4 برابر بيشتر از افراد غير ديابتي است . 3) بيماري ميکرووسکولار (تخريب رگهاي خوني کوچک نظير مويرگ ها ) افزايش ميزان قندخون همچنين سبب ضخيم شدن ديواره هاي مويرگها مي شود. اين موضوع سبب مي شود خون بروي سطح داخلي مويرگ حالت چسبنده اي پيدا کند و مي تواند سبب نشت خون از رگهاي خوني کوچک شود. اين اثرات با هم سبب کاهش گردش خون در پوست نواحي دست و پا مي شود . اين اثرات همچنين مي تواند سبب تغييراتي درگردش خون در چشم ها و کليه ها گردد .کاهش جريان خون مويرگي مي تواند سبب ايجاد لکه هاي قهوه اي در پاها شود. شما مي توانيد با کنترل صحيح و خوب قندخون تعدادي از اين عوارض را کاهش دهيد . اولين اقدام موثر شما رساندن مقدار هموگلوبين A1c به مقدار 7% يا کمتر است . تحقيقات نشان داده است که براي هر 1% کاهش مقدار هموگلوبين A1c خطر ابتلأ به حمله قلبي 14% و خطر ابتلا به بيماريهاي ميکرو سکولار 37% و خطر ابتلا به بيماريهاي عروق محيطي 43% کاهش مي يابد و کاهش هر 1% از مقدار هموگلوبين A1c ، خطر ابتلا به عوارض ديابت را بميزان بيشتري پائين مي آورد . اگر در حال حاضر مبتلا به عوارض ديابت هستيد، نگران نباشيد. درمانهاي زيادي براي رفع اين مشکلات وجود دارد. از پزشک خود بخواهيد که درمان مناسب را به شما پيشنهاد دهد . عوارض کليوي کار کليه ها تصفيه کردن مواد زايد از خون است. عمل تصفيه کردن در ساختارهاي کوچکي بنام گلومرول که شباهت زيادي به عروق خوني دارد، انجام مي شود . در کليه هاي سالم گلومرول مواد زايد را از خون خارج مي کند اما پروتئين را در خون باقي مي گذارد، چرا که اين پروتئين ها براي حفظ سلامتي بدن ما ضروري هستند. خون تصفيه شده از کليه ها خارج مي شود و به جريان خون بر ميگردد. بالا رفتن قندخون و فشارخون مي تواند سبب تخريب گلومرولها شود و اگر گلومرولها تخريب شوند، ديگر نمي توانند وظيفه خود را به خوبي انجام دهند. در نتيجه پروتئين هاي موجود در خون از گلومرولها به خارج نشت مي کند و از طريق ادرار از کليه ها خارج ميگردند. اگر اين تخريب درمان نشده و ادامه يابد، مقدار زيادي پروتئين از طريق ادرار از دست مي رود . نهايتاً کليه ها بقدري آسيب مي بينند که از فعاليت مي افتند . از کار افتادن کليه ها بقدري در ديابت آرام صورت مي گيرد که ممکن است بيمار براي سالها متوجه آن نشود. حدود 30% از افراد مبتلا به ديابت نوع I و 10 تا 40% از افراد ديابتي نوع II مبتلا به بيماريهاي کليوي مي گردند که به آن نفروپاتي ديابتي مي گوئيم . نفروپاتي عارضه اصلي مرگ و مير و معلوليت ناشي از ديابت قندي بخصوص در مبتلايان به ديابت نوع I است. وجود پروتئين در ادرار افراد مبتلا به ديابت قندي با کاهش چشمگير ميزان بقأ و افزايش خطر بيماري هاي قلبي و عروقي همراه است . همچنين افرادي که در اثر ديابت دچار نفروپاتي شده اند، تقريباً هميشه دچار درگيري چشمي ( رتينوپاتي ديابتي ) نيز گرديده اند . مراحل درگيري : پس از گذشت پنج سال از ابتلأ به بيماري ديابت قندي، تغييرات اوليه در بافت کليوي ايجاد مي گردد، اين تغييرات با بزرگ شدن کليه ها همراه است . 5 تا 10 سال پس از ابتلأ، تقريباً در 40 درصد افراد دفع مقادير کمي از آلبومين به داخل ادرار آغاز مي شود، به اين حالت ميکروآلبومينوري مي گويند. ميکروآلبومينوري عبارتست از دفع 30 تا 300 ميلي گرم آلبومين در روز در يک نمونه ادرار 24 ساعته. ظهور ميکروآلبومينوري يکي از علائم پيش بيني کننده مهم نارسايي کليوي خصوصاً در مبتلايان به ديابت قندي نوع اول مي باشد . فشارخون خصوصاً در مبتلايان به ديابت نوع دوم در اين مرحله کمي افزايش مي يابد. هنگاميکه دفع پروتئين بيش از 300 ميلي گرم در روز در يک نمونه ادرار 24 ساعته برسد ، به آن پروتئينوري واضح مي گويند. معمولاً 50 درصد بيماران ظرف مدت 10 سال بسمت نارسايي مزمن کليوي پيش مي روند . در اين حالت روز به روز مواد زايد بيشتري در خون انبار مي شود. چون گلومرول ها قادر به انجام عمل تصفيه خون به طور طبيعي نيستند، فرد ممکن است حالت تهوع، ضعف و خستگي حاصل از کم خوني داشته باشد و نيزممکن است اشتهاي خود را از دست داده و از گرفتگي پا رنج ببرد . پيشگيري و درمان: شما مي توانيد بوسيله کنترل قندخون و فشارخون از خطر ابتلأ به بيماري کليوي اجتناب کرده و يا پيشرفت بيماري کليوي را کند کنيد. پزشک معالج شما براي بررسي علائم اوليه ناراحتي کليوي مي تواند با آزمايش ميکرو آلبومينوري مقدار پروتئين دفع شده در ادرار را مشخص کرده و در صورت لزوم اقدامات اوليه را شروع کند . اگر شما داراي فشارخون بالا هستيد، متخصص کليه يا نفرولوژيست بايستي ACE اينهيبتور يا داروهاي مشابه با آن را براي شما تجويز نمايد تا فشارخون شما کنترل شده و از تخريب و آسيبهاي بعدي کليه شما جلوگيري شود . ميزان فشارخون در مبتلايان به ديابت که پروتئين دفع نمي کنند بايد کمتر از 85/130 ميلي ليتر جيوه و در مبتلايان به نفروپاتي ديابتي و ميکروآلبومينوري کمتر از 80/120 ميلي ليتر جيوه نگه داشته شود . اگر در ادرار شما مقدار کمي پروتئين وجود دارد، شما بايد تحت يک رژيم غذايي کم پروتئين قرار گيريد . محدوديت در مصرف پروتئين در برنامه غذايي به ميزان 6 تا 8 گرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن احتمالاً مفيد خواهد بود . اگر کليه هاي شما دچار نارسايي گرديده اند ، نفرولوژيست يکي از سه راه زير را براي شما انتخاب خواهد کرد: همودياليز : در اين پروسه خون شما از طريق يک لوله که به بازوي شما متصل است به يک ماشين منتقل مي شود که در آن مواد زايد و مايعات اضافي از خون شما تصفيه شده و خون تميز به بدن شما برگردانده مي شود . دياليز پريتونيال : در اين روش شکم شما را بوسيله مايع مخصوصي پر مي کنند. اين مايع، مواد زائد و آب اضافي را از خون شما جمع آوري کرده ، سپس مايع را از شکم شما تخليه کرده و دور مي ريزند اين نوع دياليز در خانه نيز مي تواند انجام شود . پيوند کليه : در اين جراحي بزرگ، کليه شما بوسيله کليه ديگري از افراد درجه يک خانواده يا دوستان يا کساني که شما نمي شناسيد، جايگزين مي شود. کليه جديد بايد با بدن شما مطابقت خوبي داشته باشد تا پيوند موفقي ايجاد شود . توصيه هاي هوشمندانه براي مراقبت از کليه ها - ثابت نگه داشتن قندخون در محدوده هدف. - فشارخونتان را مرتباً چک و کنترل کنيد. - يک برنامه غذايي سالم را دنبال کنيد . - از پزشک معالج خود حداقل يکبار در سال آزمايش ميکرو آلبومينوري را براي چک کردن کليه هايتان درخواست کنيد . - اگر کليه هاي شما آسيب ديده اند، تمامي داروهايي را که مي خواهيد مصرف کنيد با مشورت پزشک معالجتان مصرف نمائيد. برچسب هاي داروها را بخصوص داروهاي ضد درد را چک کنيد و چنانچه بروي برچسب تأکيد کرده بود که ممکن است سبب تخريب کليه ها گردد با پزشک معالج خود مشورت کنيد . چنانچه مبتلا به عفونت هاي کليوي يا مثانه شديد سريعاً به پزشک مراجعه کنيد. عفونت هاي مجاري ادراري در افراد مبتلا به ديابت شايع است و علائم آن شامل درد پهلوها و سوزش در هنگام خروج ادرار مي باشد. عوارض بينايي تشخيص زود هنگام مشکلات بينايي مي تواند براي درمان هر چه موثرتر و جلوگيري از تخريب بيشتر بينايي شما مفيد باشد ديابت مي تواند سبب بروز مشکلات جدي براي بينايي شما گردد.اين مشکلات شامل : تاري ديد، رتينوپاتي ديابتي و آب مرواريد (کاتاراکت) و آب سياه (glaucoma) است . نگه داشتن ميزان قندخون در محدوده هدف بهترين راه براي جلوگيري از مشکلات و عوارض بينايي است . مبتلايان به ديابت نوع يک، 3 تا 4 سال پس از ابتلأ به ديابت بايد مورد معاينه چشم قرار گيرند و مبتلايان به ديابت نوع دوم بمحض تشخيص بايد مورد معاينه چشم پزشک قرار گيرند . رتينوپاتي يک مشکل جدي براي افراد مبتلا به ديابت محسوب مي شود. رتينوپاتي قابل درمان است، درمان رتينوپاتي اگر در مراحل ابتدايي بروز مشکل باشد با موفقيت چشمگيري همراه است . شما بايد هر سال به چشم پزشک خود مراجعه کرده و از نظر دو نوع رتينوپاتي بررسي شويد: 1. رتينوپاتي غير پروليفراتيو يا non-proliferative 2. رتينوپاتي پروليفراتيو يا proliferative رتينوپاتي غير پروليفراتيو( non-proliferative) يک نوع رتينوپاتي خفيف است که به ميزان کم بر بينايي اثر مي گذارد . مشکلات بينايي به شبکيه چشم محدود مي باشد و معمولاً در شرايط حاد، نقطه حساس ديد (ماکولا ) را درگير مي کند . ماکولا ناحيه اي در شبکيه است که قويترين و واضح ترين ديد را براي ما ايجاد مي کند . هر چه اين نوع رتينوپاتي زودتر شناسايي شود، موفقيت درمان بهتر خواهد بود و اگر اين نوع رتينوپاتي درمان نشود مي تواند به رتينوپاتي پروليفراتيو تبديل گردد. رتينوپاتي پروليفراتيو (proliferative) وضعيت بسيار جدي تري است که در آن رگهاي خوني جديد در داخل و اطراف شبکيه شاخه زده و ظاهر مي شوند. اين رگهاي خوني جديد بسيار نازک و شکننده هستند و براحتي پاره شده و سبب ايجاد خونريزي در مايعي که مرکز چشم را پر کرده است، مي شوند. بيماريهاي جدي ديگر چشمي بيماريهاي جدي چشمي ديابتي ممکن است سبب تورم شبکيه گردد و بعضي از اين ناراحتي ها حتي مي تواند منجر به کوري شود. آب مرواريد يا کاتاراکت زود هنگام( Cataracts Early) سن ابتلأ به آب مرواريد در افراد ديابتي نسبت به افراد غير ديابتي پايين تر است. آب مرواريد حالتي است که در عدسي چشم کدورت ايجاد مي گردد. آب مرواريد معمولاً بعلت ضخيم شدن بافت عدسي ها ايجاد مي شود و در نتيجه نور نمي تواند بطور صحيح بروي شبکيه متمرکز شود و بينايي حالت مه گرفته و ابري مي شود. اين وضعيت مي تواند با جراحي و خارج کردن عدسي و قرار دادن يک عدسي پلاستيکي در محل عدسي اصلي اصلاح شود . آب سياه يا Glaucoma سن ابتلا به آب سياه در افراد ديابتي نسبت به افراد غير ديابتي پايين تر است . آب سياه در واقع وضعيتي است که در آن فشار داخل چشم بالا مي رود و در طول زمان مي تواند سبب تخريب عصب بينايي شود . اولين نشان? آب سياه يا گلوکوم ممکن است از دست دادن بينايي جانبي باشد (يعني از گوشه چشم ، محيط جانبي قابل ديدن نيست). گلوکوم مي تواند بوسيله يک متخصص چشم با يک قطره چشمي مخصوص که روزانه مصرف گردد با پائين آوردن فشار داخل چشم ها درمان گردد . راه ديگر درمان ، جراحي ليزر است که با کاهش فشار چشم مي تواند سبب درمان گلوکوم شود. توجه به اين نکته ضروري است که فشار داخلي چشم در افراد ديابتي بايستي توسط يک بينايي سنج (Ophthalmoloyist) يا چشم پزشک سالانه اندازه گيري گردد . حتماً بايستي سالانه اين معاينات توسط پزشک يا بينايي سنج که بتواند ته چشم را بررسي کند، انجام گيرد. در طول معاينات از پزشک بخواهيد که شما را از نظر علائم رتينوپاتي ديابتي و آب مرواريد و آب سياه مورد بررسي قرار دهد. توجه :در صورت مشاهده يکي از علائم زير بايد با پزشک متخصص چشم مشاوره نمايد: 1. تاري ديد 2. دو بيني 3. مشکل در مطالعه 4. درد يا فشار در يکي از چشم ها و يا هر دو چشم ها 5. حلقه هاي نوراني ، نورهايي بحالت فلش زدن يا نقاط سياه درديد 6. کاهش ديد جانبي توجه : اگر شما مبتلا به ديابت هستيد و باردار شده ايد با چشم پزشکتان در سه ماهه اول در مورد رتينوپاتي مشورت کنيد. کنترل دقيق ديابت در طول بارداري مي تواند بروي رتينوپاتي و کاهش ابتلأ به آن مؤثر باشد. توجه : اگر سيگار استعمال مي کنيد بايد بدانيد که سيگار باعث تنگ شدن عروق خوني کوچک در چشمان شما مي شود، در نتيجه بروي گردش خون تأثير دارد و اين دليلي براي ترک سيگار، براي شما است . بيماري هاي قلبي و حمله مغزي از جمله عوامل مرگ زودرس در مبتلايان به بيماري ديابت، بيماري قلبي و حمله مغزي است . حداقل 65% از افراد مبتلا به ديابت بوسيله يکي از اين دو وضعيت جان خود را از دست مي دهند . شما مي توانيد با کنترل قندخون ، پائين آوردن فشارخون و کلسترول و عدم مصرف سيگار، خطر ايجاد حمله قلبي و مغزي را پائين آوريد . چگونه ديابت بروي گردش خون اثر مي گذارد : زياد بودن قندخون سبب ضعيف شدن گردش خون مي شود ، ايجاد لخته در خون و فشارخون بالا ريشه بيماريهاي قلبي و حمله مغزي است . 1. کاهش جريان خون ؛ افزايش فشارخون افراد مبتلا به ديابت مستعد داشتن ميزان LDL بالا ( کلسترول بد ) و ميزان HDL پائين (کلسترول خوب) و ميزان تري گليسريد (يا چربي خون) بالا هستند . اين موضوع سبب آترواسکلروز يا تصلب شرايين مي شود . تصلب شرايين بر اثر ته نشيني چربي ، کلسترول و ساير مواد در جدار سرخرگها ايجاد مي شود و سبب مسدود شدن سرخرگ ها مي گردد . انسدادهايي که به اين ترتيب ايجاد مي شوند، پلاک ناميده مي شود و باعث کم شدن جريان خون به قلب ، مغز و کليه ها شده و سبب بالا رفتن فشارخون مي شود . افزايش ميزان قندخون سبب سخت شدن و خشک شدن ديوار? شريانها شده و سبب افزايش فشارخون مي شود . 2. ايجاد لخته هاي خون بالا بودن قندخون سبب افزايش چسبندگي خون مي گردد بنابراين ايجاد لخته در خون را آسانتر مي کند . بالا بودن قند خون و چسبندگي آن به جدار عروق کوچک ميتواند سبب نشت خون شود و اين عوامل مجموعاً سبب ايجاد لخته خون مي شود . گاهي اوقات پلاک هايي که در شرايين تشکيل شده اند، جدا شده و سبب تشکيل لخته هاي خون مي شود. اين لخته ها مي توانند جريان خون را درست در منطقه اي که قرار دارند، مسدود نمايند . هنگاميکه اين اتفاق در يک رگ خوني که قلب را تغذيه مي کند، حادث شود، حمله قلبي رخ مي دهد و هنگاميکه اين انسداد در رگهاي تغذيه کننده مغز رخ دهد حمله مغزي ايجاد مي شود . حرکت اين لخته هاي خون که به آن آمبولي مي گويند، همچنين سبب انسداد جريان خون در ساير قسمت هاي بدن مثلاً در پاها مي شود . توصيه هاي هوشمندانه : از آنجائيکه در افراد ديابتي خطر ابتلا به بيماريهاي قلبي و حملات مغزي بسيار بالا است، انجمن ديابت آمريکا و کالج آمريکايي کارديولوژي مبارزه جدي با اين موضوع را تحت عنوان ABC ديابت آغاز کرده اند. ABC اين موضوع را مطرح مي کند که کنترل فشارخون بالا و کلسترول بالا به اندازه کنترل قندخون در داشتن يک سيستم گردش خون سالم نقش دارند . A بجاي آزمايش هموگلوبين A1c است که سطح گلوکز خون را اندازه گيري مي کند . B بجاي Blood pressure يا فشارخون است . C بجاي Cholesterol ( کلسترول) و بخصوص کلسترول بد يا (LDL) است . به منظور جلوگيري از عوارض قلبي عروقي ديابت به نکات زير توجه کنيد : - قند خونتان را توسط پزشک و يا مشاور ديابت در محدوده مورد نظر حفظ کنيد . انجمن ديابت آمريکا ميزان هموگلوبين A1c کمتر از 7% را براي اکثر افراد پيشنهاد مي کند . اما متخصصين غدد و انجمن مطالعات ديابت اروپا ترجيح مي دهند که مقدارهموگلوبين A1C ،شش ونيم درصد باشد و شما بايد با پزشک معالج خود در مورد مقدار مناسب و هدف HbA1c براي خود مشورت کنيد . - ميزان فشارخونتان را در محدوده 80/120 يا کمتر حفظ کنيد . بعضي از افراد مي توانند با تغذيه و رژيم مناسب همراه با ورزش اين مقدار را بدست آورند و برخي افراد نياز به دارو دارند . پزشک شما را راهنمايي خواهد کرد که به چه طريق اين امر براي شما ممکن مي گردد ( با ورزش و تغذيه مناسب يا با دارو). - ميزان کلسترول بد يا LDL خود را در محدوده 5.5 ميلي مول در ليتر يا کمتر حفظ کنيد. مقدار بالاي 7.2 ميلي مول در ليتر نياز به مصرف دارو دارد . - اگر سيگاري هستيد آنرا ترک کنيد .